تیتر20 - رشد صنعتی تنها محصول تزریق منابع نیست؛ حاصل پیوند میان منطق مالی و دانش اجرایی است. در بانک صنعت و معدن، این پیوند در رفتار «کارشناسان فنی» زنده است؛ افرادی که مهارت تخصصی را به ابزار ارزیابی دقیق پروژهها تبدیل کردهاند.
آنها نه فقط ارزیابیکننده طرحها، بلکه طراحان مسیر تخصیص بهینه منابعاند. همین نگاه تحلیلی موجب شده بانک صنعت و معدن، مفهوم «صیانت از منابع ملی» را از سطح شعار به سطح نظام تصمیمسازی فنی منتقل کند.
تجربه جایگزین شهود میشود
هسته تصمیمگیری در بانک صنعت و معدن بر دو پایه استوار است: تحلیل فنی پروژهها و ارزیابی چرخه بازگشت سرمایه.
کارشناسان فنی با تکیه بر تجربه صنعتی خود، عناصر نامتغیر در موفقیت پروژهها را شناسایی میکنند؛ از طراحی خط تولید تا قابلیت تامین مواد اولیه و ظرفیت بازار.
زمانی که طرحی برای دریافت تسهیلات وارد فرآیند بررسی میشود، این کارشناسان مسئولاند درباره توجیهپذیری فنی آن رای دهند.
چنین رویکردی موجب میشود منطق تصمیم بانکی، از اتکای صرف به نسبتهای مالی خارج شود و بر دوام صنعتی پروژه متمرکز بماند.
تجربههای میدانی این نیروها نوعی «دادهکاوی انسانی» ایجاد کرده که به بانک امکان داده الگوی موفقیت پروژهها را در صنایع مختلف تشخیص دهد و سیاستگذاری اعتباری خود را بر آن منطبق سازد.
دانش فنی در مقام سازوکار صیانت
صیانت از منابع ملی در بانک صنعت و معدن نه از مسیر کنترلهای اداری بلکه از طریق دانش فنی در ارزیابی تحقق مییابد.
کارشناسان باسابقه، با شناختی که از تجهیزات، ظرفیت فناوری و محدودیتهای محیط تولید دارند، نقش فیلتر تخصصی در فرایند تخصیص منابع را ایفا میکنند.
پروژهای که فاقد توجیه فنی یا ناهمخوان با ظرفیت تکنولوژیک کشور باشد، در همین مرحله حذف میشود. این مکانیزم ارزیابی، مانع از آن است که منابع بانکی به سمت طرحهای غیرمولد یا ناکارآمد هدایت شوند.
در واقع، هر تسهیلات توسعهای از کانال عبور میکند که بر دادههای عینی صنعت بنا شده، نه بر فرضیات مالی. به همین دلیل، تراز توسعه در بانک، نسبت مستقیم با وسعت تجربه کارشناسان دارد، نه فقط حجم سرمایه.
مدیریت ریسک از مسیر فهم فنی
در نظام تسهیلات سرمایه ثابت، ریسک جزء جداییناپذیر تصمیم است. اما در بانک صنعت و معدن، این ریسک از طریق فهم فنی مهار میشود.
کارشناسان در هر مرحله از فرایند پرداخت تا بهرهبرداری، شاخصهایی را برای اطمینان از پیشرفت واقعی پروژه تعریف میکنند؛ مانند میزان پیشرفت فیزیکی، عملکرد ماشینآلات و انطباق پروژه با زمانبندی تولید.
چنین نظارت گامبهگام، ریسک نکول را کاهش میدهد و اطمینان میآورد که بازپرداخت از محل تولید واقعی صورت گیرد نه از بدهی جدید.
این روش در تجربه چند دهه اخیر بانک ثابت کرده که کنترل فنی، کاراترین ابزار برای کاهش ریسک مالی است.
توسعه بهعنوان فرآیند فنی، نه سیاستی
بانک صنعت و معدن برخلاف بانکهای تجاری، ماموریت خود را در قالب گسترش سود کوتاهمدت تعریف نکرده است. هدف آن، افزایش ظرفیت تولید ملی از مسیر بهبود بهرهوری صنعتی است.
اگر در دوره رکود همچنان تسهیلات پرداخت میشود، دلیل آن نه جسارت سازمانی، بلکه تحلیل کارشناسی است. کارشناسان فنی با دادههای بهدستآمده از پروژههای پیشین میتوانند تشخیص دهند کدام صنایع حتی در شرایط رکود، قابلیت بازدهی میانمدت دارند.
بدین ترتیب، بانک با تصمیم فنی بهجای واکنش بازار، به تعادل ساختاری اقتصاد کمک میکند. مسئولیت اجتماعی در این بستر معنای کاربردی پیدا میکند؛ یعنی تشخیص علمی نقاطی از اقتصاد که حفظ آنها هزینه کمتری از بازسازی مجددشان دارد.
سرمایه انسانی بهعنوان زیرساخت توسعه
نظام فنی بانک صنعت و معدن را میتوان نمونهای از تبدیل تجربه انسانی به ابزار سیاستگذاری مالی دانست. کارشناسان این بانک نه کارمندان بخش ارزیابی، بلکه حلقه اتصال میان تولید و تامین مالیاند.
این نقش واسط، موجب شده منابع بانک به سمت پروژههایی با بیشترین بازده فنی-اجتماعی هدایت شود. بنابراین، توان فنی کارشناسان نه فقط یک مزیت سازمانی، بلکه زیرساخت اصلی پایداری مدل توسعهمحور بانک صنعت و معدن است.
در غیاب این تجربه انسانی، بانک نیز همانند سایر نهادهای مالی، در سطح اجرای سیاستهای مالی باقی میماند و از نقش توسعهای خود فاصله میگرفت.
ارسال نظرات
موضوعات روز